![]() |
![]() |
|
| به جهان دلخوش از آنم که دلی خوش دارم××× آمدم من به جهان، تا که دلی، خوش دارم |
|
من و دل من نوشتم نامه ای از بهر دل دادم به باد یک ورق کاغذ پر از فریاد اما بس خموش من شنیدم یک نفر آهسته خواند این نامه را یک نفر آهسته از بهر دلی فریاد زد وندرین فریادهای بی صدا یک نفر عاشق محبت را صدا می زد زجایی بس غریب و دور اما در زمین ****** نامه را یک بار دیگر دست او بر باد داد
من نمی دانم که آیا نامه ام را دست باد
در بر یک عاشق دیگر می اندازد
ویا آن را به دست آبها خواهد سپرد ؟؟
زمستان ۸۰ |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1385ساعت 11:34 قبل از ظهر توسط هما |
|
|
سلام
سلام به همه اونایی که دو ماه دیگه کنکور دارن به قول خیلی ها آزمون سرنوشت منم یه زمانی از این آزمون ها داشتم مثنوی زیر هم محصول همون دورست تقدیم به همه اونایی که به نوعی با این موضوع درگیرن و تقدیم به کنکوری های ریاضی فیزیکی
بازهم بازهم من ماندم و کوهی کتاب بازهم من ماندم و حالی خراب بازهم من ماندم و کنکور و درس بازهم من ماندم و یک لحظه ترس بازهم تست و سوال بی جواب بازهم یک مشت پاسخ های ناب بازهم پند و نصیحت شد قطار سوی من یا سوی تو در این بهار بازهم این اضطراب لعنتی بازهم این لحظه های قیمتی بازهم درس و کتاب هندسه جزوه های بی حساب ِ هندسه بازهم دیف۱ و حسابان و زبان بازهم این نکته های بی زبان درس توحید و نبوت خوانده ام بینش از بر کرده در تست مانده ام فعل معتلّ ِ مثال و ناقص و اجوف ، لفیف آمدند هریک زسویی در ردیف صنعت و آرایه و فعل و صفت آمدند از ره چو سیلی بی جهت شیمی و جبر و گسسته ، تابحال خواندنش را می شمردم من محال فیزیک ِ یک و دو و سه و چهار خوانده ام من فرمولای بی شمار سوی این یا آن کلاس و آن کتاب رفته ایم ما یا شماها بی عتاب این همان کنکور یا کن کور ِ ماست گر کنی مغلوب آن را این رواست کاین همان معنی آن شد در لغت ۲ گر صحیح آن بدانی یا غلط رو سوی کنکور و آن را کور کن دیگران را زین عمل مسرور کن
بهار ۷۹
۲ لغت کنکور از لغت انگلیسی Concure به مفهوم غلبه کردن می باشد |
|
+ نوشته شده در
شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 9:32 قبل از ظهر توسط هما |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام
اینجا مرداب تنهایی منه رد نیلوفر پیچان رو که بگیری یه جایی بالاخره به یه مرداب می رسی اگه خوب نگا کنی یه پرنده سبز خسته رو می بینی (یه هما) که آروم کنار مرداب نشسته این تنها موجود زنده ایه که دورو بر مرداب می بینی تنهای تنها ... این هما که خیلی ها می گن نشونه سعادت و خوشبختیه وقتایی که از خوشبت کردن و خوشبخت شدن آدما ناامید می شه می ره کنار مردابش می شینه و با آب مرده درون مرداب درددل می کنه به امید اینکه گاهی پرنده هایی که دارن از آسمون بالای مرداب رد می شن صدای حرفاشو بشنون، حتی اگه جوابم ندن هما بازم خوشحال می شه اگه یه روز این مرداب خشک بشه هما چی کار کنه؟؟!! پس شما ها که مهربونید هما رو تنهاش نذارید ... |
| آرشیو موضوعی |
|
شعر متفرقه |
|
RSS
|