![]() |
![]() |
|
| به جهان دلخوش از آنم که دلی خوش دارم××× آمدم من به جهان، تا که دلی، خوش دارم |
|
ما ، من ، ما
هيچيم هيچيم و چيزي كم ما نيستيم از اهل اين عالم كه مي بينيد وز اهل عالم هاي ديگر هم يعني چه پس ، اهل كجا هستيم ؟ از عالم هيچيم و چيزي كم . غم نيز چون شادي براي خود خدايي، عالمي دارد پس زنده باشد مثل شادي ، غم ما دوستدار سايه هاي تيره هم هستيم و مثل عاشق، مثل پروانه ، اهل نماز شعله و شبنم امّا هيچيم و چيزي كم *** رفتم فراز بام خانه ، سخت لازم بود شب بود و مظلم بود و ظالم بود آنجا چراغ افروختم ، اطراف روشن شد و پشّه ها و سوسك ها بسيار ديدم كه اينك روشنايم خورده خواهد شد كِشتم اسير ِ بي مروت زَرده خواهد شد باغ شبم افسرده چون خون مرده خواهد شد خاموش كردم روشنايم را و پشّه ها و سوسك ها رفتند غم رفت ، شادي رفت و هول و حسرت ، ترك من گفتند و اختران خفتند آنگاه ديدم آنطرفتر ، ار سكنج بام يك دختر زيباتر از رؤياي شبنم ها - تنها انگار روح آبي و آب است انگار هم بيدار و هم خواب است انگار غم در كسوت شادي است انگار تصوير خدا در بهترين قاب است انگار ها بگذار بيمار ! او آن "نمي داني و ميداني" است او لحظه فرّار جادوئي او جاودانه جاودانتاب است محض خلوص و مطلق ناب است
از بام پايين آمدم، آرام همراه با مشتي غم و شادي و با گروهي زخم ها و عدّه اي مرهم گفتيم بنشينيم نزديك سالي مهلتش يك دم مثل ظهور اوّلين پرتو مثل غروب آخرين عيساي بن مريم مثل نگاه غمگنانهُ ما مثل بچهُ آدم آنگه نشستيم و به خوبي خوب فهميديم باز آن چراغ روز و شب خامش تر از تاريك هيچيم و چيزي كم مهدي اخوان ثالث (م.اميد) تهران - فروردين ۱۳۶۹ |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوم خرداد 1385ساعت 8:56 قبل از ظهر توسط هما |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام
اینجا مرداب تنهایی منه رد نیلوفر پیچان رو که بگیری یه جایی بالاخره به یه مرداب می رسی اگه خوب نگا کنی یه پرنده سبز خسته رو می بینی (یه هما) که آروم کنار مرداب نشسته این تنها موجود زنده ایه که دورو بر مرداب می بینی تنهای تنها ... این هما که خیلی ها می گن نشونه سعادت و خوشبختیه وقتایی که از خوشبت کردن و خوشبخت شدن آدما ناامید می شه می ره کنار مردابش می شینه و با آب مرده درون مرداب درددل می کنه به امید اینکه گاهی پرنده هایی که دارن از آسمون بالای مرداب رد می شن صدای حرفاشو بشنون، حتی اگه جوابم ندن هما بازم خوشحال می شه اگه یه روز این مرداب خشک بشه هما چی کار کنه؟؟!! پس شما ها که مهربونید هما رو تنهاش نذارید ... |
| آرشیو موضوعی |
|
شعر متفرقه |
|
RSS
|