![]() |
![]() |
|
| به جهان دلخوش از آنم که دلی خوش دارم××× آمدم من به جهان، تا که دلی، خوش دارم |
|
"آسمان را به کبودی رخ آن مه رو قسمش خواهم داد که بیاید پایین سر به سجاده عشقت کوبد تا پریشان نشوی" خاطرت، تا که پریشان نشود زسیاهی از ظلم تو که خواهی آمد ز دیاری روشن از یمن وجودت آری! به دیاری تاریک ... که در آن اندکِ روشن قلبان همِشان عشق تو در دل دارند همگی یاد تو در سر دارند تا بیایی و رهانی همه را از این جور و زمین را همه عدل، و زمین را پرِ از "داد" کنی پاک ز بیداد کنی و در این روز بزرگ پانزده روز که تا ماه ضیافت باقی است "گل نرگس" به جهان چشم گشود و جهانی ز قدومش روشن ز حضورش گلِ باران گردید
و شما ای آقا دل ما را دریاب ... هما آبان ۱۳۷۹ مصادف با نیمه شعبان |
|
+ نوشته شده در
جمعه هفدهم شهریور 1385ساعت 2:51 بعد از ظهر توسط هما |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام
اینجا مرداب تنهایی منه رد نیلوفر پیچان رو که بگیری یه جایی بالاخره به یه مرداب می رسی اگه خوب نگا کنی یه پرنده سبز خسته رو می بینی (یه هما) که آروم کنار مرداب نشسته این تنها موجود زنده ایه که دورو بر مرداب می بینی تنهای تنها ... این هما که خیلی ها می گن نشونه سعادت و خوشبختیه وقتایی که از خوشبت کردن و خوشبخت شدن آدما ناامید می شه می ره کنار مردابش می شینه و با آب مرده درون مرداب درددل می کنه به امید اینکه گاهی پرنده هایی که دارن از آسمون بالای مرداب رد می شن صدای حرفاشو بشنون، حتی اگه جوابم ندن هما بازم خوشحال می شه اگه یه روز این مرداب خشک بشه هما چی کار کنه؟؟!! پس شما ها که مهربونید هما رو تنهاش نذارید ... |
| آرشیو موضوعی |
|
شعر متفرقه |
|
RSS
|