![]() |
![]() |
|
| به جهان دلخوش از آنم که دلی خوش دارم××× آمدم من به جهان، تا که دلی، خوش دارم |
|
نانوشته ای غروب می کند . . . درد، ... در درون مادری، ... تا هنوز... غوطه می خورد... . . گریه،... در میان اشک های ناشکفته،.... غرق می
شود... غصه ای عظیم ... از میان قصه های ناتمام ... سر بلند می
کند... حسرتی عجیب ... جای خالی فرشته ای ... در میان هیچ ... در
کنار ماتمی که ناسرودنیست ... . . . یک نفر تمام شد... شعر ناتمام ماند... هما _ اسفند 86 |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 10:26 قبل از ظهر توسط هما |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام
اینجا مرداب تنهایی منه رد نیلوفر پیچان رو که بگیری یه جایی بالاخره به یه مرداب می رسی اگه خوب نگا کنی یه پرنده سبز خسته رو می بینی (یه هما) که آروم کنار مرداب نشسته این تنها موجود زنده ایه که دورو بر مرداب می بینی تنهای تنها ... این هما که خیلی ها می گن نشونه سعادت و خوشبختیه وقتایی که از خوشبت کردن و خوشبخت شدن آدما ناامید می شه می ره کنار مردابش می شینه و با آب مرده درون مرداب درددل می کنه به امید اینکه گاهی پرنده هایی که دارن از آسمون بالای مرداب رد می شن صدای حرفاشو بشنون، حتی اگه جوابم ندن هما بازم خوشحال می شه اگه یه روز این مرداب خشک بشه هما چی کار کنه؟؟!! پس شما ها که مهربونید هما رو تنهاش نذارید ... |
| آرشیو موضوعی |
|
شعر متفرقه |
|
RSS
|