![]() |
![]() |
|
| به جهان دلخوش از آنم که دلی خوش دارم××× آمدم من به جهان، تا که دلی، خوش دارم |
من به خال لبت اي دوست گرفتار شدم چشم بيمار تو را ديدم و بيمار شدم
شربتي از لب لعلش نچشيديم و برفت روي مه پيكر او سير نديديم و برفت گويي از صحبت ما نيك به تنگ آمده بود بار بربست و به گردش نرسيديم و برفت
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سیزدهم خرداد 1385ساعت 11:45 قبل از ظهر توسط هما |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام
اینجا مرداب تنهایی منه رد نیلوفر پیچان رو که بگیری یه جایی بالاخره به یه مرداب می رسی اگه خوب نگا کنی یه پرنده سبز خسته رو می بینی (یه هما) که آروم کنار مرداب نشسته این تنها موجود زنده ایه که دورو بر مرداب می بینی تنهای تنها ... این هما که خیلی ها می گن نشونه سعادت و خوشبختیه وقتایی که از خوشبت کردن و خوشبخت شدن آدما ناامید می شه می ره کنار مردابش می شینه و با آب مرده درون مرداب درددل می کنه به امید اینکه گاهی پرنده هایی که دارن از آسمون بالای مرداب رد می شن صدای حرفاشو بشنون، حتی اگه جوابم ندن هما بازم خوشحال می شه اگه یه روز این مرداب خشک بشه هما چی کار کنه؟؟!! پس شما ها که مهربونید هما رو تنهاش نذارید ... |
| آرشیو موضوعی |
|
شعر متفرقه |
|
RSS
|